هادى خسرو شاهى
65
خاطرات مستند سيد هادى خسرو شاهى درباره علامه طباطبايى ( فارسى )
البته اين چنين شخصيتهايى ، با توجه به نقشى كه در ايجاد تحوّل و سازندگى جامعه دارند ، در اصطلاح قرآن مجيد يك امت ناميده مىشوند ، چرا كه آنها منشاء حركتها ، نهضتها ، كارها و كوششهاى بزرگى شدهاند و نفوس جامعهاى را احياء و دگرگون و متحوّل ساختهاند : « انّ ابراهيم كان امّة قانتاًللَّه حنيفا و لم يكن من المشركين » « 1 » پس حضرت ابراهيم عليه السلام خود يك امت حنيف الهى بود و طبيعى خواهد بود كسانى كه در مسير انبياء ابراهيمى گامبردارند و در ساختن معنويت جوامع بشرى سهم ويژهاى را به عهده داشته باشند ، خود نيز « يك امت » محسوب شوند و داراى مقام والايى باشند . خوشبختانه جامعيت فرهنگى - معنوى علامه طباطبايى در مرز جغرافيايى خاصى محدود نماند و علاوه بر علماى جهان اسلام و حوزهها ، اساتيد و دانشمندان غرب نيز به سراغ ايشان آمدند و شاگردان ايشان ، شاهد ديدارهاى مكرر علمى شخصيتهاى فرهنگى و اساتيد دانشگاههاى دنيا ، امثال : پرفسور هانرى كربن ، دكتر كنتر گراك ، علال الفاسى ، دكتر عبداللطيف سعدانى و . . . ، با استاد و بهرهگيرى آنها از منبع فيض و علوم و فرهنگ غنى ايشان بودند . از سوى ديگر ، در جايى كه از ديدگاه قرآن احياء نفس واحده به مثابه احياء جميع الناس تلقّى مىشود ، بايد ارزيابى كرد كه مقام و موقعيت يك شخصيت فرهيخته انسانسازى مانند علامه طباطبايى كه « محيى النفوس » است ، چگونه بوده و در چه مرتبهاى از علوّ و اوج قرار دارد ؟ و
--> ( 1 ) . سورهء نحل ، آيهء 120 .